مقالات

روش شناسی حوزه مطالعاتی ذهن، مغز و تعلیم و تربیت

محمود تلخابی

مقدمه:

پژوهش فلسفی درباره ماهیت کارکردهای ذهن، از دو خط فکری موازی پیروی کرده است؛ نخست اندیشه‌­ای که با افلاطون آغاز شده، با دکارت ادامه یافته و اخیراً توسط چالمرز و سرل طرفداری شده است. ایده اصلی این رویکرد آن است ذهن نمی‌­تواند یک چیز فیزیکی باشد، زیرا از جهت هستی­‌شناختی متمایز از مغز است. و دوم سنت طبیعت­‌گرایی است که بقراط، ارسطو، هیوم، کواین و فیزیکالیست‌های معاصر از قبیل پل چرچلند، دنیل دنت و پاتریشیا چرچلند از آن حمایت کرده‌­اند. ایده اصلی این سنت نیز آن است که کارکردهای ذهن، طرحی از فعالیت ارگانیزم مغز است. بدین‌­ترتیب، حوزه مطالعاتی «ذهن، مغز و تعلیم وتربیت»[۱] به منزله پیامد سنت اخیر در تعلیم وتربیت به دنبال آن است تا تصمیمات تربیتی را بر بنیاد فهم ما از ذهن و مغز مبتنی سازد. در واقع، این حوزه مطالعاتی ریشه در دیدگاهی دارد که پاتریشیا چرچلند (۲۰۰۷) از آن با عنوان عصب- فلسفه[۲]  یاد کرده است. بر اساس این دیدگاه آنچه ذهن نامیده می­‌شود، در حقیقت، سطحی از فعالیت مغز است، بنابراین از طریق مطالعه مغز می­‌توانیم شناخت بهتری از کارکردهای ذهن به دست آوریم و درنتیجه شرایط تربیتی مناسب­‌تری را فراهم سازیم. در هر حال، پژوهش در قلمرو جدید مطالعات ذهن، مغز و تعلیم و تربیت به طرح برخی پرسشه‌ای معرفت‌­شناختی و روش‌­شناختی دامن زده و بسیاری از پژوهش‌گرانی که علاقه‌­مند به پژوهش بر بنیاد علم در تعلیم و تربیت هستند را شیفته عصب­ زیست­‌شناسی ساخته است (گاردنر، ۲۰۰۹). برای مثال، میتل­استراس (۲۰۰۸) چنین استدلال می­‌کند که کاربرد گسترده تصویربرداری مغز به این انگاره منتهی شده است که حالات ذهنی، همان حالات زیست- عصب‌­شناختی‌­اند که با متابولیسم موضعی مغز قابل توصیف‌­اند. اگرچه مسئله اصلی در این رویکرد آن است که آیا با فهم نحوه عملکرد ذهن و مغز می‌­توان چیستی، چگونگی و چرایی تربیت را روشن ساخت، اما در این مقاله صرفاً مسئله روش­شناسی این قلمرو مطالعاتی مورد بررسی قرار می­گیرد. در حال حاضر، پژوهشگران تعلیم وتربیت با مسائل بسیار زیادی مواجه­‌اند که دارای ماهیت متفاوتی است. برخی از آنها پرسش‌هایی از نوع چیستی‌­اند که با روش­‌شناسی علمی سازگارند، و برخی دیگر پرسش‌هایی از نوع چرایی‌­اند که به دلیل هنجارمند بودن آنها شاید روش علمی قادر به بررسی آنها نباشد. از این رو، هدف اساسی مقاله حاضر شناسایی قلمرو متمایز و مشترک پژوهش فلسفی و پژوهش علمی در تعلیم وتربیت است.

سوالات پژوهش:

  1. قلمرو متمایز «پژوهش فلسفی» و «مطالعات ذهن و مغز و تعلیم و تربیت» در تعلیم و تربیت کدام است؟
  2. مرزهای مشترک پژوهش فلسفه تعلیم و تربیت و مطالعات ذهن و مغز و تربیت کدام است؟

چارچوب نظری:

در حالی که بسیاری از تبیینهای فروکاهشی[۳]، مانند رفتارگرایی، در روان­شناسی با شکست مواجه شده‌­اند، با این حال حوزه مطالعاتی ذهن، مغز و تعلیم و تربیت نیز با تأکید بر مغزبودگی[۴]– تلقی از مغز به عنوان «اندام خود»[۵]– رویکردی تحویل­‌گرا پیدا کرده است و این دقیقاً همان نگرانی است که عصب­‌شناسی تربیتی را تهدید می­‌کند.

درحالی که فیلسوفان معاصر اغلب از رویکرد دوگانه‌­انگار نسبت به پرسش ذهن- مغز حمایت می­‌کنند، دانشمندان علوم اعصاب نوعاً نگاه یگانه­انگار را ترجیح می­دهند. به طوری که میتل­استراس (۲۰۰۸) ادعا می­کند هر کوششی که به کنترل رویدادهای ذهنی از بیرون باور داشته باشد، از مبنای جوهر عص‌ب­شناختی جدا گشته و به ساده‌­انگاری فلسفی گرفتار شده است. استدلال این گروه آن است که آنچه به طور معمول ما درباره جهان می­دانیم، دست­‌کم تاحدی ساخته مغز است، بنابراین آنچه زیست­‌شناسی درباره مغز می­‌داند نیز نمی­‌تواند تحت تأثیر چنین ساخت‌ه­ای نباشد (میتل­استراس، ۲۰۰۸). به زعم این گروه، فلاسفه نباید چشم امید به حل مسائلی (مانند آگاهی) داشته باشند که علم بهتر می‌­تواند آنها را حل کند.

با این حال باید توجه داشت که روش­شناسی مطالعات ذهن و مغز نیز دارای محدودیت‌هایی است از جمله می­‌توان به استدلال سیلیرز (۲۰۰۸) اشاره نمود که معتقد است الگوهای پیچیده که مدعی بازنمایی سیستم‌های پیچیده‌­اند، متناظر با آنها نیستند. زیرا ما نمی‌توانیم چیزی پیچیده را با تمام پیچیدگی‌اش بفهمیم (چون ما به‌عنوان انسان، توانایی محدود و زمان محدودی داریم)، الگوها، فی­‌نفسه، باید پیچیدگی را کاهش دهند. دقیقاً در همین فروکاستن است که فهم خود را به‌دست می‌آوریم. یک الگو ضرورتاً باید ساده‌تر از چیزی باشد که از آن الگو ساخته‌­ایم. اما، سیستم‌های پیچیده، فی­ نفسه، «غیر قابل تقلیل»[۶] هستند: آنها نمی‌توانند بدون از دست دادن بخشی از خود، «فروکاسته» شوند. بنابراین، در شیوه فروکاهشی آنچه که ما ادعا کمی­کنیم شناخته­ایم ضرورتاً همان چیزی نیست که وجود دارد. بنابراین همان­‌گونه که کرتزفلد یادآوری می­کند «نمادها، یعنی بازنمای نمادین مغز از واقعیت، نه تنها به جهان اشاره دارد، بلکه تا اندازه­ای مستقل از جهان خود آنهاست، به طوری که مغز ما به نوبه خود دائماً اشاره به جهان ذهن دارد». او همچنین اذعان می­دارد که «هیچ نظریه فروکاهشی حق جوهر آگاهی را ادا نمی­کند. همه آنها تنها یک بعد را در نظر دارند- یعنی سازوکارهای مغز و نه سایر ابعاد- جهان نمادها که با این سازوکارها و از طریق مغز، با خودشان مواجه می­شوند، به همان اندازه جهان طبیعی، واقعی هستند» (کرتزفلد، ۱۹۸۱: ۴۳ به نقل از باترو و همکاران، ۲۰۰۸).

روش پژوهش:

در این پژوهش از روش تحلیلی- توصیفی استفاده می­شود و در این راستا، ضمن معرفی حوزه مطالعات «ذهن، مغز و تعلیم و تربیت»، مسائل روش شناختی ناظر بر آن از منظر روش­‌شناسی فلسفه تعلیم وتربیت مورد بررسی قرا ر می­گیرد.

یافته­‌ها:

به نظر می­رسد وظیفه فلسفه تعلیم و تربیت روشنگری در تمام قلمرو خودفهمی و درک موقعیت‌مان از جمله فهم علمی است. وظیفه دیگر فیلسوفان تربیتی زمانی آغاز می­شود که به فلسفه علم تعلیم و تربیت می­‌پردازند. همچنین، به همان اندازه که یافته­های مطالعات ذهن، مغز و تعلیم و تربیت، نیازمند روشنگری و نقادی فلسفی‌­اند، به نظر می­رسد آینده حدود و ثغور فلسفه تعلیم و تربیت نیز تحت انقیاد عصب­‌شناسی تربیتی و مسئله ذهن و بدن قرار خواهد گرفت- به این معنا که شهودات فلسفی مورد تحلیل علمی قرار خواهد گرفت. در هر حال، واضح است که دغدغه­‌های فلسفی در پیوند با پژوهش در عصب‌­زیست شناسی و عصب­‌روان­شناسی، در یک ارتباط تجربی بین حالات و فرایندهای فیزیکی و روانی، قرار می­‌گیرند.

 نتیجه­گیری، بحث و پیشنهادها:

پیامد عصب­‌شناسی تربیتی  در روش‌­شناسی پژوهش این است که مرز پژوهش فلسفی و علمی را در تعلیم و تربیت فروریخته و ضمن این که پژوهش فلسفی در تربیت را در امتداد پژوهش در علوم تربیتی قرار می­دهد (تلخابی، ۱۳۸۸)، یافته­های و انگاره­‌های روش­‌شناختی مطالعات ذهن و مغز نیز تحت تأثیر تأملات فیلسوفان تربیتی قرار خواهد گرفت. و برخلاف دیدگاه میتل­استراس (۲۰۰۸) که معتقد است ویژگی اختصاصی فلسفه این است که از طریق تفکر وظیفه خود را انجام می­دهد، نه پژوهش، می‌­توان استدلال نمود که فلسفیدن شیوه­ای از پژوهش است. او همچنین تصریح می­‌کند که این بدان معنا نیست که پژوهش متضمن اندیشیدن نیست، بلکه منظور این است که تأمل فلسفی، به همان شیوه­ای که- در پرتو نظریه­ها و روشهای تجربی- در علم انجام می­‌شود، پژوهش محسوب نمی‌­شود.

نباید تصور کرد که فرهن‌گهای فلسفی و علمی در دو جزیره دور از هم قرار دارند، دست­‌کم وقتی نگران آن هستیم که کدام یک از آنها پاسخ پرسش را فراهم خواهد کرد-  بلکه ضمن این که هر یک از آنها به پرسشهای متفاوتی پاسخ می­دهند، به واسطه جهت­‌گیری‌های تجربی فلسفه ذهن، امکان پژوهش بین­‌رشته‌­ای نیز فراهم می­‌شود (تلخابی، ۱۳۸۹). همچنان که کرتزفلد استدلال می­کند «پاسخ زیست- عصب­شناختی نقطه آغازی برای پرسشگری فلسفی است» (کرتزفلد، ۱۹۸۱: ۴۳ به نقل از باترو و همکاران، ۲۰۰۸). این سخن به نظر درست می­رسد، دست­کم در این مورد- زیرا بسیاری از فلاسفه اذعان می­دارند که فاقد دانش علمی هستند، از این رو، برای پاسخ به پرسشهایی فلسفی نیز باید از علم بهره برد. والا، آنچه فلسفه اغلب اوقات (و متأسفانه و به درستی) به آن متهم می­‌شود، این است که به جای وارد ساختن واقعیت به تفکر، با روی آوردن به نظری‌­ورزی از واقعیت می­گریزد.

واژگان کلیدی: روش­شناسی پژوهش تربیتی؛ پژوهش فلسفی؛ پژوهش علمی؛ عصب­شناسی تربیتی  

فهرست منابع:

تلخابی، محمود. (۱۳۸۸). پژوهش تربیتی علم یا فلسفه: بررسی پیآمدهای روش­شناسی علوم شناختی در تعلیم تربیت. فصلنامه تازه­های علوم شناختی، ۱۱(۴)، صص. ۷۵- ۸۵.

تلخابی، محمود. (۱۳۸۹). آموزش بین رشته­ای: نوآوری علوم شناختی در آموزش فلسفه ذهن. فصلنامه مطالعات میان رشته­ای، ۲(۲)، صص. ۶۷- ۸۷.

Battro, M.; Fischer, K. and Lena, P. (2008). The educated brain. Cambridge, UK: Cambridge University Press.

Churchland, P. (2007). Neurophilosophy: the early years and new directions. Functional Neurology, 22(4), 185- 196.

Gardner, H. (2009). An Education Grounded in Biology: Interdisciplinary and Ethical Considerations. Mind, Brain and Education, 3(2), 68-73.

Mittelstrass, J. (2008). Mind, brain, and consciousness, in: Battro, M.; Fischer, K. and Lena, P. (Eds.), The educated brain. Cambridge, UK: Cambridge University Press, pp. 59–۷۰.

[۱] – mind, brain and education

[2] – neurophilosophy

[3] . reductionistic

[4] – brainhood

[5] – organ of the self

[6]– incompressible

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا

ALLCHANNELS

You can now follow us on telegram channel.

JOIN CHANNEL
CLOSE
بستن
بستن