عصرانه قصه- ژولیوس سزار – دکتر کیوان الستی

ژولیوس سزار شکسپیر: فضیلت، شرافت و دموکراسی

0

ژولیوس سزار شکسپیر: فضیلت، شرافت و دموکراسی

کیوان الستی

عضو هیات علمی

مرکز تحقیقات سیاست علمی کشور

آیا دموکراسی بهترین شکل حکومت است؟‌ آیا خیر همگانی را به همراه دارد؟ آیا رساندن افراد به خیر، عملی شرافتمندانه است؟ حداقل فلاسفه قدیم (بر خلاف سوفسطائیان) فضیلت، حقیقت و زیبایی را معطل به رای اکثریت نمی‌دانستند.

در دورانی که هنوز شکلی از دموکراسی در روم حاکم است مارک آنتونی سه بار تاج پادشاهی را به ژولیوس سزار (که پیروز از جنگ بازگشته) پیشنهاد می‌کند تا او امپراطور و سخن آغاز و پایان روم باشد. در این میان مارکوس بروتوسِ نجیب‌زاده‌ که خیرِ دولت‌شهر رومی را در برقراری دموکراسی می‌بینند از شرکت در این مراسم اکراه دارد. بروتوس به همراه گروهی از بهترین نخبگان روم، و با وجود علاقه‌ی زیادی که به سزار دارد، او را در کاپیتول به قتل می‌رساند تا روم (که آن را بیشتر از سزار دوست دارد) همچنان «آزاد» باقی بماند. بروتوس به میان عامه‌ی مردم رفته و در توجیه عملش می‌گوید که «اگر کسی در آن بین هست که بخواهد اسیر و برده باشد بگوید چون او را آزرده‌ام». خشم عامه که با استدلال‌های فلسفی و آزادی‌خواهانه بروتوس موقتاً فروکش کرده، مجدداً با استدلال‌های عامیانه مارک آنتونی شعله‌ور شده و به دنبال آن یکی از بزرگترین تراژدی‌های ادبیات نمایشی زائیده می‌شود. شکسپیر با خلق ژولیوس سزار ما را با این چالش مواجه می‌کند که آیا رای عامه‌ی مردم بدون در نظر گرفتن فضیلت‌های بشری همیشه می‌تواند بهترین شکل از تصمیم‌گیری را مهیا کند.

 

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

ALLCHANNELS

You can now follow us on telegram channel.

JOIN CHANNEL
CLOSE